این روزها ...
 

خوابم يا بيدارم تو با مني با من
همراه و همسايه نزديك تر از پيرهن
باور كنم يا نه هرم نفسهاتو
ايثار تن سوزه نجيب دستاتو

خوابم يا بيدارم لمس تنت خواب نيست
اين روشني از توست بگو از آفتاب نيست
بگو كه بيدارم بگو كه رويا نيست
بگو كه بعد از اين جدايي با ما نيست

اگه اين فقط يه خوابه تا ابد بذار بخوابم
بذار آفتاب شم و تو خواب از تو چشم تو بتابم
بذار اون پرنده باشم كه با تن زخمي اسيره
عاشق مرگه كه شايد توي دست تو بميره

خوابم يا بيدارم اي اومده از خواب
آغوشتو وا كن قلب منو درياب
براي خواب من اي بهترين تعبير
با من مدارا كن اي عشق دامنگير

من بي تو اندوه سرد زمستونم
پرنده اي زخمي اسير بارونم
اي مثل من عاشق همتاي من محجوب
بمون ، بمون با من اي بهترين اي خوب

استاد ايرج جنّتی عطائی

پ.ن:این ترانه ی حال و هوای این روزهای من است .... دقیقا ...

 
توسط کرم دندون در 11 بهمن 1385 0:19 بֽظֽ | | نظرات (30)