|
"عشق را باید به طور کامل همراه با ملال آن و همه چیزش زندگی کرد."
بعد از مدتها نخواندن و نیمه خواندن، کتابی را دست می گیری، کتابی که بدون اغراق، سبک رمان نو را در تک تک صحنه ها و اعماق شخصیت هایش، فریاد نمی زند ولی القا می کند. مدراتو کانتابیله(ملایم و آوازی) اثر مارگریت دوراس، کتابی کم حجم، که نه از دوربین سرد و شیشه ای رمان نو بلکه در بی حاشیه بودن و جزئیات محدود و گفتگویی یکسره و توصیف هایی به جا و جملات زیبا و گودال عمیقی که به آرامی خواننده را در آن می افکند، می توان شاهکار دوراس خواند.
هر چه بیشتر به پایان کتاب می رسیم، بیشتر می فهمیم که هیچ چیز از شخصیت ها نمی دانیم و در عین حال درون آن ها را عمیقا می شناسیم. نقطه اوج داستان صحنه ی مهمانی است که بدون معرفی مهمانها حالات کلی آنها بیان می شود و نشانه های مهم یک مهمانی پرزرق و برق یک ظرف ماهی آزاد و مرغابی کفن شده در پوست پرتقال است، نشانه هایی که پررنگ می شوند و صحنه ی مهمانی را شکل می دهند و خواننده را در خلسه ای با شخصیت زن داستان همراه می کنند.
دوراس، عشق نافرجام و انتظار درونی را به ما القا می کند همانطور که بافتنی قرمز زن می فروش کامل می شود و آن و شوون همدیگر را می بوسند و این در عین کامل شدن عشق، هیچ احساس ماورایی را القا نمی کنند. واین هنر دوراس است. همه چیز باید همانطور که هست باشد و نه بیشتر. حتی عشق در اوج شکوفایی اش ناقص است. به قول ژاک: "هیچ عشقی در جهان نمی تواند جای عشق را بگیرد."
هر چه بگویم کم است، فقط همین که این کتاب کوچک آن چنان شوقی در من برانگیخت که جرات کردم، تنهایی پرهیاهوی هرابال را شروع کنم. کتابی پر از جزئیات وصف نشدنی که با خواندن هر جمله، یک دور مو بر تن آدم سیخ می شود و بعد تصوری که همین کتابی که دست گرفته ای از عدل های کاغذی هانتا بیرون آمده ... درباره این کتاب زیاد گفته اند و من فقط می توانم بگویم، بخوانیدش.
مُدراتو کانتابیله/ مارگریت دوراس/ ترجمه رضا سید حسینی/انتشارات نیلوفر |