باغهای کندلوس
 

ــ نگاه کن آبان. [به‌ لنگه‌ی در قديمی خانه‌شان اشاره می‌کند.] اين در ... مال ماست. اين رنگ‌هاش هم که ريخته ... مال ماست. [به دستگيره‌ی در اشاره می‌کند.] اين چيز پيچيده‌ای هم که اين‌جا می‌بينی ... مال ماست. بعد اين بيرون هم که از اين جا می‌بينی ... بيرون ماست. اون چيز زردی هم که اون بالا است، آفتاب ماست! [آن طرف تر می‌رود، روی توری پنجره يک سوراخ پيدا می‌کند.] اين سوراخ هم ... مال ماست. پشه‌هايی هم که از اين سوراخ ميان تو ... مال ماست. [اتاق خالی است.] وای اين‌جا اون‌قدر چيز هست که مال ماست. فقط بايد کمکم کنی که با هم پيداش کنيم ...

پ.ن: کمکم می کنی،مگه نه؟

 
توسط کرم دندون در 13 تیر 1386 8:41 قֽظֽ | | نظرات (21)