|
امروز هیچکس
حرفهایم را
باور نکرد.
می بینی؟
دیگر بیست ساله نیستم!
و این را همین امروز فهمیدم
که حتی نتوانستم،
شماره ی سالهای زندگی ام را، اثبات کنم .
حالا این،
یک، بیست و یک سالگی است،
که ته می کشد.
یک بیست و یک سالگی ،
خیلی عقب تر از بیست سالگی
ته می کشد.
بی آنکه حتی ذره ای
بیست و دو شده باشد. |