|
به رسم نوروز، هرکس، چیزهایی از تلخ و شیرین های سال پیش می گوید و بغض یک سال پر از اتفاق را، خالی می کند. تا شاید حفره ای باشد برای تنفس در سالی نو.
سالی که گذشت برایم سالی عجیب بود، سالی پر از نشانه، پر از خیال و پر از تصویر،که نه این نوشتار مجال بازگو کردنش را دارد و نه در حوصله این جا می گنجد.
سال 86 شاید، در شماره سال های زندگی ام، یک سال معمولی باشد، ولی هیچ گاه، شب های بی خواب این سال، بغض های این سال، و نامهربانی هایش را فراموش نخواهم کرد.
چیزی که بیش از همه در این سال آزارم داد، خیال هایی بود که دست از سرم بر نمی داشت، خیالاتی که ذهن روسپی ام را، در خواب و هشیاری، بارها تا سرحد مرگ پیش برد و بازگرداند، عجیب آنکه در این سال، هیچ گاه شادی را که گاه گاهی بروز می دادم، لمس نکردم و در اعماق پرتنش روحم، تفکری موذی و دنباله دار، شادی ام را می خشکاند.
از نشانه ها چیزی نمی توان گفت، که آنقدر عجیب و بی واسطه اند که گاهی راحت از کنارشان می گذریم و همین گذشتن ها، یکباره کار دستمان می دهد.
در سالی که گذشت، سعی کردم بیشتر بشنوم و بخوانم و تا آنجا که در توانم بود، خواندم. که اندک آسایش ام در لحظات بی اضطرابی بود که از شوق خواندن به وجد می آمدم. ولی چه بسیار ناخوانده ماند و ناشنیده.
داستان های ناقص ام در این سال، توی ذهنم، آنقدر لولیدند و نوشته نشدند تا پخته شوند و امیدوارم روزی بتوانم همه شان را بی آنکه خطی بر دفترم بزنم، روی کاغذ بیاورم.
امیدوارم همه دوستانی که در این سال از من رنجیده اند، ببخشند مرا که سخت به این معتقدم که رنجاندن قلب یک انسان، بزرگترین گناه است. و به شیرینی بخشش آن ها، تمام تلخی های انسانی این سال را از دلم بیرون می کنم وسعی می کنم به شادی بیاندیشم که بزرگترین نعمت است.
داریوش هخامنشی در سنگ نبشته معروف خود در کوه بغستان گفته است: " خدایی را می ستایم که شادی را برای مردم آفرید"
و به آیین و اعتقاد گذشتگان مان، امشب، چراغی بیافروزیم، تا ارواح مردگانی که از دست دادیم، راه خود را، از میان انبوه مردگان باز کنند و روح آنان نیز، در شادی سفره هفت سین مان سهیم باشد...
با قطار آمد
از دهکده ای دور...
بهار
خسته و کوفته و خاک آلود
نه کسی آمده از شهر به استقبالش
نه کسی دنبالش
گیج و تنها و غریب
دود، از آهن ها بر می خواست
آه از آدم ها
با قطار آمد، از دور بهار
چمدانش را از روی سکو دزدیدند !
عمران صالحی
پ.ن: سلامتی و شادی ، بزرگترین آرزویی است که در لحظه تحویل سال نو دارم، برای همه آنهایی که دوست شان می دارم و در خاطرم حضور دارند.
پ.ن.2: مصاحبه من با جابلاگی |