به نقل از ضيا موحد
فصلنامه ارغنون- پاييز 74
در 1902 راسل نامه اي به فرگه نوشت و او را از تناقضي که در اصل پنجم کتاب قوانين حساب او کشف کرده بود آگاه کرد. جواب فرگه لحني آرام و بزرگ منشانه دارد ، از راسل تشکر مي کند و مراتب شگفت زدگي خود را از اين کشف ابراز مي کند.
(دقت کنيد که در 1902 فرگه منطق داني معتبر و مشهور و راسل جوانکي گمنام بود)
شصت سال بعد راسل در نامه اي به دوست خود چنين مي نويسد:
پروفسور ون هي جنورت عزيز
بسيار خرسند خواهم شد اگر نامه فرگه و مرا منتشر کنيد. هنگامي که به کمال و ايثار مي انديشم مي بينم هيچ چيز با تعهد فرگه به حقيقت قابل مقايسه نيست. حاصل يک عمر کار او رو به اتمام بود، بسياري از آثارش با بي اعتنايي روبرو شده بود ، آنهم به سود کساني که توانايي شان بي نهايت ازو کمتر بود ، جلد دوم کتابش در آستانه انتشار بود، با اين همه هنگامي که دريافت بنيادي ترين اصل او خلل دارد، واکنش او رضايتي عقلاني بود که به وضوح هيچگونه نا اميدي شخصي درآن ديده نمي شد. اين تقريبا کاري فوق انساني بود و اشارتي گويا به کار مرداني که به جاي تلاشهاي خام در کسب سلطه و شهرت ، تعهد آنها به خلاقيت و معرفت است.
ارادتمند
برتراند راسل
22 نوامبر 1962