روزهای روشن ... خداحافظ
 

خیلی وقت است که بدون دلیل، صفحه مدیریت وبلاگ را باز نکرده ام و همینطوری برای خودم،چیزی ننوشته ام،حالا که یک اینترنت مفتی به دستم افتاده،دلم می خواهد برای اولین بار توی صفحه یادداشت جدید، آنلاین تایپ کنم.
تابستان امسال که به قول عماد اصلاشبیه تابستان نبود، یک تعطیلات کاملا معمولی و غیرمفید را گذراندم، نه تنها خستگی ام در نرفت که خسته تر هم شدم، ولی دلم می خواهد به حرف داوود فکر کنم که می گوید هر اتفاقی هم بیافتد به نظرش امسال سال خوبی است و چینی ها هم که سال ها را به نام حیوانات نامگذاری کرده اند، معتقدند سال خروس سال خوبی است! این از دل خوشی.

دیروز که با دوستان خوبم،برای دیدن کنعان رفته بودیم، از ته دل خندیدم،به گشت و گذارمان در کیانپارس و اینکه توی خیابان، هفت نفری ایستادیم وخودمان را وزن کردیم، به حرف هایمان که از جنس دورویی و لودگی پسران همسن و سالمان و دوستی های مسخره و لوس بازی های ابلهانه نیست و به همه چیز خندیدیم، حتی در کافه ای که به قول بچه ها همه آدمهایش افسرده، رو در روی هم سیگار می کشیدند وتاریکی فضا را با دود سیگار وتلخی قهوه بیشترمی کردند، دنبال ارزان ترین خوراکی موجود گشتیم و آنقدر خندیدیم که صدای اه و پیف وفیس اطرافیانمان درآمد.
ما فکر کردیم که اگر دسته جمعی بلند شویم وبیرون بزنیم باید نفری ۱۰۰۰ تومان حق نشستن بدهیم، پس نشستیم و پول ها را روی هم گذاشتیم و با بستنی های سفید، از تمام لحظات باهم بودنمان لذت بردیم و سعی کردیم از همه امکانات روی میز استفاده کنیم، کاوه به جای سیگار که همه می کشیدند ، ته بشقابش را با دست کشید و من با نی سیگار کشیدم و طرح دزدیدن آب معدنی هایی که سکه طلا جایزه داشت را مطرح کردم و اینکه با ارزش ترین شی روی میز ما به جز ظرف های خالی و کاغذ یک ساعت می توانید بتمرگید و جاسیگاری و دستمال کاغذی چیست؟ بعد هفت نفری بلند شدیم وبا صدای اه و پیس به راهپیمایی مان ادامه دادیم. بعد نریمان نطق معروف بعداز خیابان گردی را اعلام کرد:امروز ترافیک شهر بیش تر از روزهای گذشته بود، هفت فرد ناشناس که با خیابانگردی موجب اغتشاش و سروصدا ومزاحمت شده بودند، مسئولیت انفجارهای اخیر خیابان ها را به عهده گرفتند.

پ.ن: با همه این حرف ها وقتی یاد این می افتم که قرار است دو سه ماه دیگر، همگی فارغ التحصیل شویم و دیگر هیچ یک از این روزها اتفاق نیافتد ،اشکم در می آید..

 
توسط کرم دندون در 23 آبان 1387 2:31 قֽظֽ | | نظرات (14)